آب هاي تو آزادند
من، خطوط خيس مرزهاي دريايي.
در خويشتنم كه جدا بكنم
آب، از آبت
تكان كه مي خورد
قاچاقِ امواج است از خط
از كشيدگي كشاله ها
مَد مي شود آب
يعني "ب" بالا مي آيد
وَ "آ" كشيده مي شود تا ماه
مجراها را پُر مي كند آب
و مَد مي شود حرف:
" آ - او- اي- آ آ آ"
آ مي جهد به بُرون، به ماه، به من
كه آب هاي تو آزادند
و مرزها
هيچ كاره

 هزار رودخانه
در کف دست هایم
جدا می شوند از هم
هزار اوفلیای غوطه ور
به گاوخونی دهان تو می ریزند